درباره وبلاگ در ميان من و تو فاصله هاست گاه مي انديشم ، مي تواني تو به لبخندي اين فاصله را برداري تو توانايي بخشش داري دستهاي تو توانايي آن را دارد ، که مرا زندگاني بخشد چشم هاي تو به من مي بخشد شورِ عشق و مستي و تو چون مصرعِ شعري زيبا ، سطرِ برجسته اي از زندگي من هستي... آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان په خدا جرمم چه بی دلم برشتی... حرفهایی که بی منت از عمق وجودم برمیخیزد... میخواستمت اما رفته بودی ، آمدم ببینمت اما دیگر نبودی...
نه میتوانم دل ببندم با دلی شکسته ، نه میتوانم بروم با این پاهای خسته... چشمانم پر از نیاز ، قلبی پر از دلتنگی ، زندگی مانده و یک عالمه خاطره خاطره هایی که کاش همچو عشقمان میسوخت ، اگر نیستی ، اگر مرا تنها گذاشته ای و رفتی دیگر چه سود دارد خاطره هایی که از تو در دلم جا مانده؟ عذابم میدهد ، دلتنگم میکند ، حالا که نیستی دیگر دلم لحظه شماری نمیکند میخواستمت اما رفته بودی... این هوایی که در آنم هوای مسمومیست ، مرا از پای در می آورد یک هوای پر از دلتنگی ، نیست در آن کسی که آرامم کند، نیست کسی که مرا درک کند! یخ زده آتش عشقمان ، کجاست آن قول و قرار های دیروزمان ، کجاست آنهمه مهر و وفا ، چه صبری داده ای به من ای خدا ! به بیراهه میروم ، به دنبال سایه ی خودم میروم ، هر چه میروم به او نمیرسم! سرگردان و بی قرارم ، نمیخواهم از یک عشق پوچ بمیرم! وقتی شکسته ای بال مرا برای پرواز ، وقتی دادی یک عالمه غم به این دل پر از نیاز وقتی مرا در حسرت گذاشتی ،مرا در این طوفان پر از درد تنها گذاشتی ، چرا باید هنوز هم به تو فکر کنم؟ تویی که گذشتی از من و احساسم ، دیگر نمیروم تا به تو برسم! همینجا میمانم ، خاطره هایت را همینجا که مانده ام خاک میکنم ، برای همیشه فراموشت میکنم ، تو هم مثل همه ، همه آمدند ، شکستند ، رفتند ! مثل همه بیماری ، هیچ درکی از احساس نداری ، قدر دل بی وفای خودت را هم نمیدانی! همــــــــــــــان بهتـــــــــــــــــر کـــــــــــــــه رفتـــــــــــــــــــــــــــــــی... نظرات شما عزیزان: شنبه 6 مهر 1392برچسب:, :: 9:27 :: نويسنده : h.karimi
![]() ![]() |